مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )

75

تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )

كودوا ارال « 1 » در [ كنار رود ] كالوران بودند ، [ چنگيز خان ] قوم آنان را قتل و غارت كرد . ساچاباكى و تائيچو با قليلى از كسان خود گريختند . چنگيز خان به تعقيب ايشان پرداخت و ساچاباكى و تائيچو هردو را در تالاتوامسر گرفتار ساخت . چنگيز خان كه آنان را گرفتار كرده بود ، به ساچاباكى و تائيچو هردو گفت : « در گذشته ما با يكديگرچه گفته بوديم ؟ » . ساچا و تائيچو هردو گفتند : « ما آنچه را كه گفته بوديم به ياد نمىآوريم . سخنان ما را به يادمان آور » . هنگامىكه از گفته‌هاى خويش باخبر گشتند ، سرهايشان را به زير انداختند . [ چنگيز خان ] پس از يادآورى سخنان آنان ، كارشان را ساخت و همانجا رهايشان كرد . 137 - [ چنگيز چون ] كار ساچا و تائيچو را ساخت ، بازگشت . هنگامىكه قوم جوركين را وادار به كوچ كردن نمود ، سه پسر تالاگاتو بايان « 2 » جلاير [ يعنى ] گواون اوآ « 3 » چيلااون قايچى « 4 » و جابكا « 5 » در نزد اين جوركين‌ها بسر مىبردند . گواون‌اوآ دو پسرش موقالى « 6 » و بوقا « 7 » را براى اداى احترام و سوگند به نزد [ چنگيز خان ] آورد و گفت : « ايشان بندگان آستانت خواهد بود . اگر از آستانت دور شدند ، زانوهايشان را قطع كن . ايشان بندگان مخصوص درگاهت خواهند بود . اگر از درگاهت دور شدند ، جگرشان را بيرون آور و رهايشان كن » . اين را گفت و آنان را به وى داد . چيلان اون‌قايچى نيز دو پسر خود تونگگا « 8 » و قاشى « 9 » را براى اداى احترام و سوگند به نزد چنگيز خان آورد و گفت : « من ايشان را به تو مىدهم تا بمانند و آستان زرينت را محافظت كنند ، اگر از كنار آستانت دور شدند ، [ رشتهء ] زندگيشان را بگسل و رهايشان ساز . من ايشان را به تو مىدهم تا سراپردهء بزرگت را بالا گيرند . اگر از كنار سراپردهء بزرگت خارج شدند ، قلب‌هايشان را لگدمال كن و رهايشان ساز » . جابكا را به قسار دادند . جابكا از اردوى جوركين‌ها پسر جوانى را به نام بورواول « 10 » با خود آورده بود . او را براى اداى احترام و سوگند به نزد هوآلون آكا بردند و به وى دادندش .

--> ( 1 ) - Kodo'a aral ( 2 ) - Talagatu - bayan ( 3 ) - Gu'un - u'a ( 4 ) - Cila'un - qayici ( 5 ) - Jabka ( 6 ) - Muqali ( 7 ) - Buqa ( 8 ) - Tongga ( 9 ) - Qasi ( 10 ) - Boro'ul